‏نمایش پست‌ها با برچسب كافي شاپ ، هوس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب كافي شاپ ، هوس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

هوسباز!

هم چين هوس كافي شاپ ، يه ميز گرد كوچيك قهوه اي سوخته ، يه فضاي كمي تا قسمتي تاريك ، يه عالمه فنجون نيمه پر ، چهارتا آدم اخمو ، يه بحث ته جدي و چهار ساعت تمام فلسفه بافتن كرده كه نگو!
از همه مسخره تر مي دونيد چيه . كه من اصلا نه آدم كافي شاپم نه همچين فضايي كه دلم هوس كرده. ولي چه كنيم ديگه ، اين تصوير يه هفته است يقه ام رو گرفته ول نمي كنه.
كسي يه كافي شاپ نه چندان دخمه اي! كه توش از دود خبري نباشه و بوي قهوه نياد و نزديك باشه و چندتا آدم حسابي مشنگ كه هوس چند ساعت جدي بودن كرده باشن سراغ نداره. بشينيم يه چند ساعتي بحث فلسفي ، ادبي ، تاريخي و اينا راه بندازيم تا مخمون سوت بكشه!
اين قضيه ي كافي شاپ بدون بوي قهوه و بدون دود ، همون قضيه ي شير بي يال و دم و ايناست ديگه ، نه؟