
آقا تا دهنمون رو باز كرديم گفتيم ما مي خوايم سه شنبه تهنايي! بريم "محاكمه در خيابان"! با موجي از " من جوونيمو پات گذاشتم" و " آدم رذل كثيف" و " انگار نه انگار من هم تفريح لازم دارم" و " همش بشور و بپز و بساب اونوقت ايشون مي خوان تنها برن خوشگذروني" و " ول بي سروپا" و " برو كه لياقت من رو نداري. از اول هم در شان ما نبوديد" و .... روبرو شديم !! و ما هم كه ر.ذ. ( رفيق ذليل!!) عطاي سينما را بخشيديم به لقايش تا ببينيم اين "سم" گرام كي اجازه مي فرمايند بنده در معيتشان راهي سينما شوم!!!
همينو مي خواستيد؟! انقدر گفتيد تا چشم خورديم و نه تنها سينما نرفتيم ، كلي هم در ميدان ولي عصر علاف شديم! نكنه مي خواستيد برم نيش زنبور ببينم! نه آقا فيلم خنده دار از عهده ي من يكي خارجه! اون هم از نوع "عطاران"ش. شرمنده!
خلاصه بنده هم چنان "محاكمه در خيابان " نديدم. جاي نگراني نيست. "بي پولي" را هم N بار خواستيم برويم ببينيم آخرش نشد.
پ.ن.:
راستي درباره ي الي را ديروز دوباره ديدم. يعني خواب بودم جلو تلويزيون. خواب و بيدار. اما به صحنه ي غرق شدن كه رسيد ديگه نتونستم زير پتو بمونم. كله ام روآوردم بيرون و با اين كه همچين داشتم از خواب مي مردم ، تا تهش رو ديدم. خداييش بازي هاشون عاليه. عالي!!
راستي تو سينما هم آخر فيلم انقدر روي چهره ي الي مكث داشت؟ تا جايي كه يادمه ما يه صحنه ي كوتاه مي ديديمش. خيلي كوتاه. وبعد صورت "صابر ابر" رو مي ديديم كه گريه مي كنه! البته ما اون موقع انقدر حالمون بد بود كه اصلا نفهميديم چي ديديم!
