گاوصندوقي دارم پر از طلا و جواهر و اوراق بهادار و خلاصه كلي براي خودش غار چهل دزد بغداد است!
بعد يك روز يادم مي رود در گاوصندوق را ببندم ، قفلش كنم.
بعد دزد ميايد و مي زند به گاوصندوق و داروندارم را مي برد!
بعد پليس سر مي رسد و من را به جرم نبستن در گاوصندوقم مي گيرد و مي برد.
و بي خيال دزد مي شود و
يا نهايتا به دزد مي گويد:
بچه ي بد، ديگه از اين كارا نكن!
به نظرتون پليسه كار درستي مي كنه كه منو به جرم خنگي ، سربه هوايي ونبستن در گاوصندوق مجازات مي كنه؟
دزد رو بايد ولش كرد چون خب اگر من نمي خواستم گاوصندوقم غارت شه ، چشمم كور درشو مي بستم!
دزده چه گناهي كرده ، در گاوصندوق باز بود ،خب وسوسه شد. همه مي شن! شما اصلا اگه خودت بودي وسوسه نمي شدي؟
خدايي مجازات من همون برباد رفتن مال و اموالمو و حس خنگ بودنو هرهر مردم رو شنيدن نيست؟
و مجازات اون دزد خاك بر سر كه نتونسته جلو هوسشو بگيره و جلوي اون دست كجشو بگيره چيه؟
حالا حكم گير دادن اين اواخر به حجاب خانم ها و بي خيال چشم هاي مردا و بهونه ي اين كه جامعه رو فقط و فقط خانوما به فساد مي كشن و اين حرف ها ، قضيه ي همين دزده و گاوصندوقه!
نمي گم خانوم هاي آن چناني بي تقصيرن ولي خداييش آقايون عزيز هم بد نيست كمي فقط كمي چشم پايين انداختن و نخواستن هر چه كه مي بينند را تمرين كنند!
اين يه طرفه تازاندان فقط و فقط جري شدن طرف ما و پررو شدن طرف ديگر را در پي خواهد اشت!
اصلا حالا كه اين طوره اين خانم ها دارند زحمت امتحان مردها رو مي كشن تا هر كي ببينه چند مرده حلّاجه!
همين!

