از بس به هر کی گفتم بیا بریم نمایشگاه , کلی اه اه و پیف پیف کرد , به گمانم آخرش امسال خودم تنهایی برم سنگین تره. هر چند سم عزیز مثل هرسال پایه است اما وقت من خیلی ناجوره و هیچ رقمه باهاش جور نمی شه. کتاب های زیادی هم نمی خوام.
یه لیست چندتا دونه ای درست کردم که قصد دارم سرم رو بندازم پایین , نفس عمیق بکشم و بعد با سرعت جت برم تو انتشارات هایی که کتاب می خوام , و زود تا نفسم تموم نشده خودمو پرت کنم بیرون.
1- هیچ کس مثل تو مال این جا نیست . نوشته ی میراندا جولای
نشر چشمه
2- سلاخ خانه ی شماره بیست و پنج نوشته ی کورت ونه گات ترجمه علی اصغر بهرامی
3- خداحافظ گری کوپر نوشته ی رومن گاری ترجمه سروش حبیبی
انتشارات نیلوفر
4- ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام نشر روزنه
و چندتایی از کتاب های رضا امیرخانی
فعلا همین.
یه لیست چندتا دونه ای درست کردم که قصد دارم سرم رو بندازم پایین , نفس عمیق بکشم و بعد با سرعت جت برم تو انتشارات هایی که کتاب می خوام , و زود تا نفسم تموم نشده خودمو پرت کنم بیرون.
1- هیچ کس مثل تو مال این جا نیست . نوشته ی میراندا جولای
نشر چشمه
2- سلاخ خانه ی شماره بیست و پنج نوشته ی کورت ونه گات ترجمه علی اصغر بهرامی
3- خداحافظ گری کوپر نوشته ی رومن گاری ترجمه سروش حبیبی
انتشارات نیلوفر
4- ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام نشر روزنه
و چندتایی از کتاب های رضا امیرخانی
فعلا همین.
قبول دارم که نمایشگاه هر سال چرت تر می شه . اما کی نمایشگاه خوب بوده که حالا باشه.
و من هم مثل همه قبول دارم که نمایشگاه قبلی خیلی فضای باحال تری داشت. به خصوص که راهش دورتر بود و یه روز کامل وقت می گرفت و البته که دلم بیش تر از همه چیز برای اون سیب زمینی سرخ کرده های نمایشگاه تنگ شده. اصلا سیب زمینی های اونجا یه چیز دیگه بود .