‏نمایش پست‌ها با برچسب فال. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فال. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

همین

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد

کارم بدان رسید که همراز خود کنم
هر شام برق لامع و هر بامداد باد

در چین طره ی تو دل بی حفاظ من
هرگز نگفت مسکن مالوف یاد باد

امروز قدر پند عزیزان شناختم
یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد

خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن
بند قبای غنچه ی گل می‌گشاد باد

از دست رفته بود وجود ضعیف من
صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد

حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد
جان‌ها فدای مردم نیکونهاد باد


۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

رو رو که نه ای عاشق








پ.ن. :
 یک وحیدونامی جایی نوشته :
ترجمه موزون مصرع دوم / دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی : بینم که گویم قصه در مهتاب با لیلای خود


پ.ن.2:
این جا مثل این که این اواخر زیادی فضا عشقولانه شده! به خاطر آب و هواست و البته فشار کار. ما روزگار که برمان سخت می گیرد , فیلمان یاد هندوستان می کند!! همین جوری من باب تنویر افکار عمومی گفتم!