نامبرده از او متنفر بود چرا که ممکن بود عاشقش شود. اگر عاشقش می شد کار دست خودش می داد و همه برنامه ها و آرمان هایش را به باد می داد . و می ترسید که همین به باد دادن هادر آخر از او عاشقی بسازد که از عشقش متنفر شده است.
نامبرده می ترسید.
نمایش پستها با برچسب عشق، تنفر، کار، باد. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب عشق، تنفر، کار، باد. نمایش همه پستها
۱۳۹۵ دی ۱۱, شنبه
نامبرده
اشتراک در:
پستها (Atom)
