‏نمایش پست‌ها با برچسب امید. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب امید. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

ناامیدی یک مجسمه بلاهت

وقتی مدیرت جلوی مدیرعامل توی جلسه از تو  ( کل گروه) یک احمق کلّا تعطیل می سازه و تو صرفا به علت محدودیت های کاری مجبوری ساکت بمونی و لبخند ژوکوند بزنی , چه حسی داری؟
من الان اون حس رو دارم.
کل جلسه بررسی مشکلات گروه بر باد فنا رفت. هر چند من یکی که مدت هاست از این جلسه های چندین ساعته قطع امید کردم.
این شرکت یه مجسمه بلاهت داره , اون هم بی شک بنده هستم!!! :)

۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه

امید منتظران


تنها کسانی که آرزو می کنند جهانی که ساخته اند کن فیکون شود
منتظرانند
منتظران بر این باورند ,
دنیایی که ساخته اند ارزش دفاع ندارد
جهانی که پرداخته اند سیاه است و تاریک
مایه ی آبروریزی
منتظران سربزیرند و خجل
منتظران آرزو می کنند
او بیاید
کسی بیاید
و تمام جهان سیاهی که ساخته اند
با خاک یکسان کند
منتظران
در آرزوی روشناییند
در آرزوی انتظار
آرامش
سپیدی
حق
عدالت
و
عشق....
منتظران امید دارند

خوش به حال منتظران



تولدت مبارک


پ.ن.:
امروز از مقام "تایپیست" به " منگنه زن" ارتقای مقام یافتم.برای جشن , ظرف های جشن را منگنه می زدیم. "ثنا" هم به مقام آب پاشی رسید. حیاط را آب پاشی می کرد :)
عکس های جشن را بعدا می گذارم.ان شاء اله
بعد از اتفاقی که افتاد ,مستر ح. چشمش ترسیده و به قول خودش با احتیاط تر با ما حرف می زند. می گوید ما دوز سوسولیسممان بالاست!